٧ تیر ۱۳۸٢

توری پنجره
قبل از این که به پنجره اتاقم توری بچسبانم مهمان های ناخوانده ی فراوانی داشتم . از پشه ومگس گرفته تا پروانه و قاصدک و مارمولک وگاهی پرنده های کوچک . اما من تحمل این همه تنوع را نداشتم . در دوران ماهمه چیز در محدوده و قالب خودش است . حتا تنوع ها هم دیگر برنامه ریزی شده هستند و سورپریز شدن ها هم حد و حدودی دارند .
برادر شما برای تولدتان می تواند یک ماشین ویا یک مهمانی باشکوه بگیرد و این اوج تحمل شما برای سورپریز شدن است . اگر برادرتان همچون که در فیلم « بازی » می بینیم ، به جای کادوی تولد شما را در بازی مرگ بار شرکت دهد ، دیوانه شدنتان حتمی ست .
اوج تحمل من هم حضور مورچه هاست . نه پرنده ها و مارمولک های بی خانمان و قاصدک های سرگردان . و این مشکل کوچکی نیست .
شاید من اشتباه می کنم و هایدگر راست می گوید که دازاین کنجکاو چیزهای نوست ؛ او درهیچ جا خانه نمی کند و... اما بعضی وقت ها چیز هایی وارد زندگی مان می شوند که هیچیدن ما را به خطر می اندازد . اتفاق های ناخواسته همیشه برای دازاین جذاب نیست ؛ گاه تغییرات بنیادین ما را به هراس می اندازد و ادامه ی زندگی کرم وارمان را به دست تردید می سپارد ....
برای همین بود که به پنجره اتاقم توری زدم .
رضا مهرعلیان


[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]



















خانه
آرشيو
ایمیل

:پیوندها

و
راز
مانا
خزه
آرش
وازنا
قرمز
درنگ
اگنس
تهران
حآميم
چلچله
زنگوله
داروگ
هفتان
ايلعازر
ب-مانا
تا دانه
منِ لال
کلوگری
رویایی
محسن
هزار تو
فل سفه
خوخانف
دازاين 2
ضلع آخر
از زندگی
بی پلاكی
هواخوری
هفت خط
حلق آویز
ملکه سبا
خال ِخالی
من و تیلدا
رژه بر اژه
آرت میس
برهنه شو
مار و میوه
عامه پسند
رضا هدایت
رخشاهان
رادیو زمانه
مسعود بربر
کار مشترک
روجا چمنکار
شاید روزانه
میخک سفید
سورئالیست
شازده خانوم
پچ پچ ماهی
تنها اگر دمی
هستم همین
حافظ موسوی
در ساحل باد
کولی شرقی
فرزانه مرادی
هنر اول و آخر
نفرین شدگان
خشم و هياهو
...قبل از مصرف
کابوس های روز
شمس لنگرودی
تهران خواب بود
ميله بدون پرچم
متولد ماه مرداد
من مادرم هستم
پابرهنه در بهشت
خودم با ديگران تر
یک لیوان چای داغ
رنگ های رفته دنیا
سیاهه‌ی مسیرها
شیرکاکائوی لیوانی
هراس بی بار و بری
سید ابراهیم نبوی
جایی دنبالم نگرد
دبستان بسته
مینی بوس

:من ِدر به در

شعرهای من در خزه
زبانشناسی ترانه‌ها
شعرهایی در وازنا
کهولت در شفیقی
ترجمه از وردزورث
من در بی پلاکی
رضاعی در وازنا
در محيط اعدام
باز در وازنا