ثانيه هايي
كه سايه ي تو بر سرمان نيست
امكان نزول هر عذابي هست:
كاسه ي گدايي
تلق تولوق ِ سكه هاي قلب
قلب هاي مضروب
و دزدي از خيال ديگران
براي ما كه تو را داريم
كاري ندارد
كاري نداريم
نشسته ايم و
براي هم سراب تعريف مي كنيم
سر ِكوچه ي داغ ِ ظهرهايي كه تو نيستي
نه خوابي هست
نه آبي