٦ آذر ۱۳۸۳

عاقبت خرس‌هايي كه با تو خوابيدند

به سماع برخاسته بودي از لحن شعر من
«رضا! رضا! نگيري‌ام نگيري‌ام نگيري‌ام »
ومن بي تفاوت به تخت تو دوخته شده‌بودم.
دست گذاشتم بر جايي كه از نشستن تو گرم بود.
«مي‌گيرمت مي‌گيرمت »
تو چرخشت را ادامه دادي:
« نگيري‌ام نگيري‌ام نگيري‌ام »
« مي‌گيرمت مي‌گيرمت درسم اگر رها كند »
مادرت آمد باظرف ميوه : «رضا! اين ديوانه را چه طور تحمل مي‌كني تو؟»
بارها پرسيده بود از من كه آيا تو حشيشي، هروئيني، چيزي نمي‌زني و به ويسكي خوردن‌هاي سه‌شنبه شب‌ها راضي بود.بيچاره نمي‌دانست مخدرهاي اصلي تو نيچه‌اند و مولانا.
«همسر آينده‌ي من! خنده مزن بر تن من
               شـوهركم شـوهرمي من زن تو تو زن مــــن
دود ِحشيش من تويي مرهم ِريش من تويي
               چون بكشي دست بر اين سينه‌ي چون آهن من
مستي من زكام تو شور من از كلام تو
               كاش شـود به نام تو اين بدن روشــــن مــن .... »

كه اگر مي‌دانست، ديوان شمس و اشعار نيچه را هم كنار خرس بزرگي كه بر تن عريانت خوابانده بودي مي‌سوزاند.

خسته كه شدي آمدي افتادي در آغوش من و پرسيدي:
«نوشتي حسام‌الدين؟
نوشتي حسام‌الدين چلبي؟»
«نه حضرت مولانا»
پاكت سيگار را درآوردي و دو نخ روشن كردي.
«باز هم كنت ِسيلور»
«بكش و دم مزن حسام‌الدين»

«بيچاره رضا!» مادرت زير لب گفت و ما باز خنديديم.

رضا مهرعلیان


[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]



















خانه
آرشيو
ایمیل

:پیوندها

و
راز
مانا
خزه
آرش
وازنا
قرمز
درنگ
اگنس
تهران
حآميم
چلچله
زنگوله
داروگ
هفتان
ايلعازر
ب-مانا
تا دانه
منِ لال
کلوگری
رویایی
محسن
هزار تو
فل سفه
خوخانف
دازاين 2
ضلع آخر
از زندگی
بی پلاكی
هواخوری
هفت خط
حلق آویز
ملکه سبا
خال ِخالی
من و تیلدا
رژه بر اژه
آرت میس
برهنه شو
مار و میوه
عامه پسند
رضا هدایت
رخشاهان
رادیو زمانه
مسعود بربر
کار مشترک
روجا چمنکار
شاید روزانه
میخک سفید
سورئالیست
شازده خانوم
پچ پچ ماهی
تنها اگر دمی
هستم همین
حافظ موسوی
در ساحل باد
کولی شرقی
فرزانه مرادی
هنر اول و آخر
نفرین شدگان
خشم و هياهو
...قبل از مصرف
کابوس های روز
شمس لنگرودی
تهران خواب بود
ميله بدون پرچم
متولد ماه مرداد
من مادرم هستم
پابرهنه در بهشت
خودم با ديگران تر
یک لیوان چای داغ
رنگ های رفته دنیا
سیاهه‌ی مسیرها
شیرکاکائوی لیوانی
هراس بی بار و بری
سید ابراهیم نبوی
جایی دنبالم نگرد
دبستان بسته
مینی بوس

:من ِدر به در

شعرهای من در خزه
زبانشناسی ترانه‌ها
شعرهایی در وازنا
کهولت در شفیقی
ترجمه از وردزورث
من در بی پلاکی
رضاعی در وازنا
در محيط اعدام
باز در وازنا