۸ فروردین ۱۳۸٤

با مولانا آغاز می‌کنم

سنگ شکاف می‌کند در هوس لقای تو  
جان پر و بال می‌زند در طرب هوای تو 
آتش آب می‌شود عقل خراب می‌شود  
دشمن خواب می‌شود دیده من برای تو 
جامه صبر می‌درد عقل ز خویش می‌رود  
مردم و سنگ می‌خورد عشق چو اژدهای تو 
بند مکن رونده را گریه مکن تو خنده را  
جور مکن که بنده را نیست کسی به جای تو 
آب تو چون به جو رود کی سخنم نکو رود  
گاه دمم فرودرد از سبب حیای تو 
چیست غذای عشق تو این جگر کباب من   
چیست دل خراب من کارگه وفای تو 
خابیه جوش می‌کند کیست که نوش می‌کند  
چنگ خروش می‌کند در صفت و ثنای تو 
عشق درآمد از درم دست نهاد بر سرم  
دید مرا که بی‌توام گفت مرا که وای تو 
دیدم صعب منزلی درهم و سخت مشکلی  
رفتم و مانده‌ام دلی کشته به دست و پای تو 

 

رضا مهرعلیان


[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]



















خانه
آرشيو
ایمیل

:پیوندها

و
راز
مانا
خزه
آرش
وازنا
قرمز
درنگ
اگنس
تهران
حآميم
چلچله
زنگوله
داروگ
هفتان
ايلعازر
ب-مانا
تا دانه
منِ لال
کلوگری
رویایی
محسن
هزار تو
فل سفه
خوخانف
دازاين 2
ضلع آخر
از زندگی
بی پلاكی
هواخوری
هفت خط
حلق آویز
ملکه سبا
خال ِخالی
من و تیلدا
رژه بر اژه
آرت میس
برهنه شو
مار و میوه
عامه پسند
رضا هدایت
رخشاهان
رادیو زمانه
مسعود بربر
کار مشترک
روجا چمنکار
شاید روزانه
میخک سفید
سورئالیست
شازده خانوم
پچ پچ ماهی
تنها اگر دمی
هستم همین
حافظ موسوی
در ساحل باد
کولی شرقی
فرزانه مرادی
هنر اول و آخر
نفرین شدگان
خشم و هياهو
...قبل از مصرف
کابوس های روز
شمس لنگرودی
تهران خواب بود
ميله بدون پرچم
متولد ماه مرداد
من مادرم هستم
پابرهنه در بهشت
خودم با ديگران تر
یک لیوان چای داغ
رنگ های رفته دنیا
سیاهه‌ی مسیرها
شیرکاکائوی لیوانی
هراس بی بار و بری
سید ابراهیم نبوی
جایی دنبالم نگرد
دبستان بسته
مینی بوس

:من ِدر به در

شعرهای من در خزه
زبانشناسی ترانه‌ها
شعرهایی در وازنا
کهولت در شفیقی
ترجمه از وردزورث
من در بی پلاکی
رضاعی در وازنا
در محيط اعدام
باز در وازنا