٢٦ تیر ۱۳۸٤

Divert (بخش دوم و پایانی)

وقتی رسیدم خواستم زنگ بزنم بهت بگم. می‌دونستم اگه از خونه زنگ بزنم بوق اِشغال می‌زنه. از گوشی بابا زنگ زدم به گوشی خودم. خواستم تیز بازی درآرم. تلفن پذیرایی زنگ زد. از حماقت خودم هم خنده‌ام گرفت هم خجالت کشیدم.
اون چند روز تو هم زنگ نزدی. دخترا مثل دل‌پیچه و اسهال و استفراغ، یه وقتایی همه با هم میان سراغت؛ یه دفعه هم همشون ولت می‌کنن تا از سلامتی زیاد بزنی زیر آواز؛ ساز بزنی؛ هزار جور مسخره‌بازی درآری. اون آخر هفته هم که خونه‌ی ننه‌ام بودم هیچ‌کدومشون زنگ نزدن؛ تا اومدم خونه‌ی شما گوشی رُو گرفتم و رفتم آپارتمان خودم. اولین دختری که زنگ زد الهه بود. زیادی تحویلش گرفتم فکر کرد خبریه می‌خواست پاشه بیاد پیشم. هنوز نفهمیدن که دوستی‌ام با این‌همه دختر واسه ... نیست وگرنه با یه ج...‌خانوم دوست می‌شدم؛ انقدر هم قبض موبایلم نمی‌اومد. کار یه دقیقه بود. اصلا با تو که دوست شدم می‌خواستم همه‌ی این مسخره‌بازی‌ها رُو تموم کنم اما وقتی تو با چند تا پسر مشغولی خوب منم مجبورم این‌جوری تلافی کنم.

رضا مهرعلیان


[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]



















خانه
آرشيو
ایمیل

:پیوندها

و
راز
مانا
خزه
آرش
وازنا
قرمز
درنگ
اگنس
تهران
حآميم
چلچله
زنگوله
داروگ
هفتان
ايلعازر
ب-مانا
تا دانه
منِ لال
کلوگری
رویایی
محسن
هزار تو
فل سفه
خوخانف
دازاين 2
ضلع آخر
از زندگی
بی پلاكی
هواخوری
هفت خط
حلق آویز
ملکه سبا
خال ِخالی
من و تیلدا
رژه بر اژه
آرت میس
برهنه شو
مار و میوه
عامه پسند
رضا هدایت
رخشاهان
رادیو زمانه
مسعود بربر
کار مشترک
روجا چمنکار
شاید روزانه
میخک سفید
سورئالیست
شازده خانوم
پچ پچ ماهی
تنها اگر دمی
هستم همین
حافظ موسوی
در ساحل باد
کولی شرقی
فرزانه مرادی
هنر اول و آخر
نفرین شدگان
خشم و هياهو
...قبل از مصرف
کابوس های روز
شمس لنگرودی
تهران خواب بود
ميله بدون پرچم
متولد ماه مرداد
من مادرم هستم
پابرهنه در بهشت
خودم با ديگران تر
یک لیوان چای داغ
رنگ های رفته دنیا
سیاهه‌ی مسیرها
شیرکاکائوی لیوانی
هراس بی بار و بری
سید ابراهیم نبوی
جایی دنبالم نگرد
دبستان بسته
مینی بوس

:من ِدر به در

شعرهای من در خزه
زبانشناسی ترانه‌ها
شعرهایی در وازنا
کهولت در شفیقی
ترجمه از وردزورث
من در بی پلاکی
رضاعی در وازنا
در محيط اعدام
باز در وازنا