۳۱ امرداد ۱۳۸٤

تنها بودم و سرگردان چون ابري

ويليام وردزورث/ترجمه‌ي رضا مهرعليان


تنها بودم و سرگردان چون ابري
شناور بر فراز تپه‌ها و دره‌ها
ناگهان جماعتي را ديدم
لشکري از نرگس‌هاي طلايي
رقصان و لرزان از نسيم

پيوسته چون ستارگان درخشان
که در راه شيري چشمک مي‌زنند
آن‌ها هم بر خط بي‌پاياني در حاشيه‌ي خليج
صف کشيده بودند:
ده‌هزارتاشان را در يک نگاه ديدم
که در رقصي پرشور سر‌مي‌جنباندند

موج‌هاي کنارشان هم مي‌رقصيدند؛ اما آن‌ها
در شادماني دست موج‌ها را از پشت بسته بودند
شاعر اما سرخوش نمي‌تواند باشد
در چنان گروه شادماني:
من خيره ماندم و ماندم اما انديشيدم
به ثروتي که اين منظره نصيبم کرده بود:

بارها وقتي که بي‌حال و افسرده
بر تختم مي‌خوابم
آن‌ها به جلوه مي‌آيند در چشم دل‌ام
-که شادکامي وقت تنهايي‌ست-
آن‌گاه قلبم سرشار لذت مي‌شود
و مي‌رقصد با نرگس‌ها

(I wandered lonely as a cloud/ William wordsworth (1770-1850

رضا مهرعلیان


[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]



















خانه
آرشيو
ایمیل

:پیوندها

و
راز
مانا
خزه
آرش
وازنا
قرمز
درنگ
اگنس
تهران
حآميم
چلچله
زنگوله
داروگ
هفتان
ايلعازر
ب-مانا
تا دانه
منِ لال
کلوگری
رویایی
محسن
هزار تو
فل سفه
خوخانف
دازاين 2
ضلع آخر
از زندگی
بی پلاكی
هواخوری
هفت خط
حلق آویز
ملکه سبا
خال ِخالی
من و تیلدا
رژه بر اژه
آرت میس
برهنه شو
مار و میوه
عامه پسند
رضا هدایت
رخشاهان
رادیو زمانه
مسعود بربر
کار مشترک
روجا چمنکار
شاید روزانه
میخک سفید
سورئالیست
شازده خانوم
پچ پچ ماهی
تنها اگر دمی
هستم همین
حافظ موسوی
در ساحل باد
کولی شرقی
فرزانه مرادی
هنر اول و آخر
نفرین شدگان
خشم و هياهو
...قبل از مصرف
کابوس های روز
شمس لنگرودی
تهران خواب بود
ميله بدون پرچم
متولد ماه مرداد
من مادرم هستم
پابرهنه در بهشت
خودم با ديگران تر
یک لیوان چای داغ
رنگ های رفته دنیا
سیاهه‌ی مسیرها
شیرکاکائوی لیوانی
هراس بی بار و بری
سید ابراهیم نبوی
جایی دنبالم نگرد
دبستان بسته
مینی بوس

:من ِدر به در

شعرهای من در خزه
زبانشناسی ترانه‌ها
شعرهایی در وازنا
کهولت در شفیقی
ترجمه از وردزورث
من در بی پلاکی
رضاعی در وازنا
در محيط اعدام
باز در وازنا