ويليام وردزورث/ترجمهي رضا مهرعليان
او در میان راههای نرفته منزل داشت
کنار چشمههای «داو*»
دوشیزهای که هیچکس نستودش
و افرادی انگشتشمار عاشقش شدند
بنفشهای کنار سنگی خزه پوشیده
نیمه پنهان از نظرها
روشن چون ستارهای که به تنهایی
در آسمان میدرخشد
او ناشناس زیست و تنها عدهای فهمیدند
هنگامی که «لوسی**» از بودن دست کشید
اما اکنون در گور خفتهاست و آه...
این فرق میان من و اوست.
کبوتر=Dove*
Lucy**