براي هيچکس
لبخندت
کهکشانها را نگاه ميدارد
به خوابم آمدي
با دنبالهاي از ستارهها
و ماه که نعره ميزند و ُ
برايت شيشه ميشکند نورش
خوش آمدي
با پاي برهنه
با زنگهاي طلايي دورش
که آرام آرام خوابم را ميشکند
تا ماه را نگاه کنم که از پشت قاب
خواب تو را ميبيند