نخستین عشق*
شانه هات، بوی آسمان باغ مرکبات را در ذهن می سراید .
ولبانت، نخستین تجربه ی پیوند بهار نارنج است و نمک زار .
وچشم هات ...
چه بگویم که به چیزی نمی ماند.
چشمانت اولین تجربه ی چنین فانوسی ست
در دریایِ بی ستاره ی مواج .
و دستانت ...
و گیسوانت ...
و حرف هات ...
اردیبهشت 79
*شاید نام "غزل غزل ها" برای این شعر مناسب تر باشد .
وقتی این سِفر عزیز را می خواندم ؛ همه اش به یاد این شعر خود می افتادم .