2) درام
جاده راه راه است:
راه است راه نيست
راه است راه نيست
اينجا اسبها را با شمارهي سوارشان ميشناسند
دخترهاي بور را با شمارهي خانهشان
و شمارهي تنشان
تو آنقدر نازک بودي که شماره نداشتي
در عکسها ديده نميشدي
مثل واتيکان بودي در نقشهي جهان
من مثل شيلي بلند ايستاده بودم
و بين ما راهي جز آسمان نبود
زيرا تو مرا به سال انقلاب ميشناختي
من تو را با نام پاپ