٢٧ فروردین ۱۳۸٥

می‌دونی!

« شوهرش رُو که اعدام کردن، اونم پول دیه رُو گرفت و با دوست پسرش ریختن رو هم و معلوم نشد کدوم قبرستونی رفتن. پسره نامزد ِخواهرش بود؛ با هم دوقلو بودن؛ اون موقع اونا هم هنوز ازدواج نکرده بودن؛ شوهره گیر داده بود که خواهرا جاشون عوض شده. حالا دخترا هی گریه و قسم و آیه اما مگه تو کتش می‌رفت. هیچ خدایی رو هم بنده نبود. آخر یه شب قبول کردن و خواهره رُو باهاش فرستادن؛ اونم ترتیب خواهره رُِو داد ولی فهمید که اشتباه کرده. نامزد خواهره هم سر همین بهش برخورد و باهاش به هم زد. خب حقم داشت؛ پرده دختره به کنار، بایست یه عمر باجناق کسی بود که با زنش....لا اله الا الله .....حالا هم اینجوری تلافی کرده.  اما زنه شانس اُورد؛ اون شوهر دیگه واسش شوهر نمی‌شد. این آخریه هم که زنش رُو کشته بود و زده بود زیر همه چی...»

رضا مهرعلیان


[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]



















خانه
آرشيو
ایمیل

:پیوندها

و
راز
مانا
خزه
آرش
وازنا
قرمز
درنگ
اگنس
تهران
حآميم
چلچله
زنگوله
داروگ
هفتان
ايلعازر
ب-مانا
تا دانه
منِ لال
کلوگری
رویایی
محسن
هزار تو
فل سفه
خوخانف
دازاين 2
ضلع آخر
از زندگی
بی پلاكی
هواخوری
هفت خط
حلق آویز
ملکه سبا
خال ِخالی
من و تیلدا
رژه بر اژه
آرت میس
برهنه شو
مار و میوه
عامه پسند
رضا هدایت
رخشاهان
رادیو زمانه
مسعود بربر
کار مشترک
روجا چمنکار
شاید روزانه
میخک سفید
سورئالیست
شازده خانوم
پچ پچ ماهی
تنها اگر دمی
هستم همین
حافظ موسوی
در ساحل باد
کولی شرقی
فرزانه مرادی
هنر اول و آخر
نفرین شدگان
خشم و هياهو
...قبل از مصرف
کابوس های روز
شمس لنگرودی
تهران خواب بود
ميله بدون پرچم
متولد ماه مرداد
من مادرم هستم
پابرهنه در بهشت
خودم با ديگران تر
یک لیوان چای داغ
رنگ های رفته دنیا
سیاهه‌ی مسیرها
شیرکاکائوی لیوانی
هراس بی بار و بری
سید ابراهیم نبوی
جایی دنبالم نگرد
دبستان بسته
مینی بوس

:من ِدر به در

شعرهای من در خزه
زبانشناسی ترانه‌ها
شعرهایی در وازنا
کهولت در شفیقی
ترجمه از وردزورث
من در بی پلاکی
رضاعی در وازنا
در محيط اعدام
باز در وازنا