[شکار
میگریزد از تیر]
شکار!
یه صخرهها اعتماد نکن
به دانهها که پاشیدهاند
آبها که بیجهت جاریاند
این مار نیست
صدای فشفش شلنگ است
بخورش!
درخت یعنی تفنگ
کرم یعنی قلاب
این روزها
یعنی ِهمه چیز عوض شدهاست
شکار!
به معنی ِخودت هم اعتماد نکن
که شکار
یعنیاش
یعنی گریز