٤ خرداد ۱۳۸٥

هواكش از آن فحش‌ها نيست، آقا سيا!

یك چيزي كجاي جهان سوخته
       كه همه جا بوي ته‌ديگ مي‌دهد
عزيزم روشن كن هواكش دلت را
             كه تا ساكت مي‌شوم صدا مي‌كند
و تا خفه مي‌شود صداي من در مي‌آيد

تو بودي؟
نه صداي باد بود
هوا بوي آدمْ زنده مي‌داد:
عرق وُ سير وُ
             بوي سيگار وُ عطر زنانه
و همه‌ي آن مزخرفاتی كه يك عياش به تمام معنا
درجيب كنار پيراهنش مي‌گذارد
بي سرو صدا مي‌ريند به همه‌ي «ايسم»‌هاي خوب جهان
بعد هم سيفون را مي‌كشد
و مي‌آيد در دل تو مي‌نشيند
      كنار بابا كرم و خواننده‌هاي همجنس‌باز لوس‌آنجلسي
كه بوي گندشان را
كشتي‌ها مي‌آورند
هواپيماها مي‌آورند
و بازار هواكش‌هاي داخلي
خراب كه نمي‌شود هيچ
            خراب‌تر هم مي‌شود

رضا مهرعلیان


[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]



















خانه
آرشيو
ایمیل

:پیوندها

و
راز
مانا
خزه
آرش
وازنا
قرمز
درنگ
اگنس
تهران
حآميم
چلچله
زنگوله
داروگ
هفتان
ايلعازر
ب-مانا
تا دانه
منِ لال
کلوگری
رویایی
محسن
هزار تو
فل سفه
خوخانف
دازاين 2
ضلع آخر
از زندگی
بی پلاكی
هواخوری
هفت خط
حلق آویز
ملکه سبا
خال ِخالی
من و تیلدا
رژه بر اژه
آرت میس
برهنه شو
مار و میوه
عامه پسند
رضا هدایت
رخشاهان
رادیو زمانه
مسعود بربر
کار مشترک
روجا چمنکار
شاید روزانه
میخک سفید
سورئالیست
شازده خانوم
پچ پچ ماهی
تنها اگر دمی
هستم همین
حافظ موسوی
در ساحل باد
کولی شرقی
فرزانه مرادی
هنر اول و آخر
نفرین شدگان
خشم و هياهو
...قبل از مصرف
کابوس های روز
شمس لنگرودی
تهران خواب بود
ميله بدون پرچم
متولد ماه مرداد
من مادرم هستم
پابرهنه در بهشت
خودم با ديگران تر
یک لیوان چای داغ
رنگ های رفته دنیا
سیاهه‌ی مسیرها
شیرکاکائوی لیوانی
هراس بی بار و بری
سید ابراهیم نبوی
جایی دنبالم نگرد
دبستان بسته
مینی بوس

:من ِدر به در

شعرهای من در خزه
زبانشناسی ترانه‌ها
شعرهایی در وازنا
کهولت در شفیقی
ترجمه از وردزورث
من در بی پلاکی
رضاعی در وازنا
در محيط اعدام
باز در وازنا