و من الماء كل شیء حی
برای ماهی
كه از سال بیرون افتاده
اسفند دود كردیم
نفس نفس زد و سرفه كرد و كور شد
كبیسهی چهار سال پیش بود
ماهی
به دنبال یك روز ابری
به زیارت چشمهها میرفت
برایش نذر و دعا كردیم
و برگشت
با جریان آب
جسدش
سفید بود وُ زل زده بود به آفتاب وُ رفت تا ته آب
و رسید به روزی كه میخواست
بهار سال بعد