|
|
۱۸ امرداد ۱۳۸٢ سیاستمدار رومانتیک
سیاستمدار رومانتیک تقدیم به پانچوویلای پیر ، که گر در میان ما بود ، شاید این طنز تلخ را دوست می داشت . حتمأ شما نام شاعران، داستان نویسان و موزیسین های زیادی را شنیده اید که رومانتیک بوده اند ؛ حتا فیلسوفانی همچون شلینگ یا مارکسیست هایی چون بنیامین . اما سیاست مدار رومانتیک واقعأ نوبر است . می گویند در یک کشور آفریقایی، در سنه ی نمی دانم چند قمری، پادشاهی رومانتیک می زیسته؛ پادشاهی خونریز و رومانتیک.طرفدار برهان وجودی "آدم می کشم پس هستم " . احیا کننده ی اخلاق سروری ، خصم ِبندگان و دشمن زیردستان . به قسمت هایی از سخرانی وی گوش جان می سپاریم : « خوشگلای من!عزیزای دلم ! امروز قصد کردم که هزاران جوان از قبلیه ی شما را برای سلامتی خدای عشق و قدرت وشهوت و دروغ ، فارتیتوس، قربانی کنم و باقی ماندگان را به رعیتی در سیرالئون بفرستم . و نوامیس شما را برای خدمت به خلق زجر کشیده و عشق نچشیده ی ماداگاسکار ، بدین جزیره روان کنم .» و طرفدارانش، همچون طرفداران چارلز تیلور در لیبریا که می گفتند « او پدر مرا کشته . مادر مرا کشته و من به او رای می دهم.» ، شعار " دوسِت دارم رومانتیک / خاطرخواتم رومانتیک " سر می دادند و می دانستند که مردن هزاران جوان و بردگی هزاران ِدیگر و تجاوز به نوامیسشان، در مقابل برجای ماندن ِ سنت های سروری قربانی ناچیزی ست . 16 مرداد 82 (این نوشته را آن شب نوشتم که روزش می پنداشتم : مشکل ِ پرولتاریا این است که زیبایی شناسی نمی داند . آن ها اگر آدم هم بخواهند بکشند ، با خون فراوان خواهند کشت . نه چونان حاکمان ِزیبایی شناس که آرام خفه مان می کنند و ... )
[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ] |
خانه آرشيو ایمیل :پیوندها و راز مانا خزه آرش وازنا قرمز درنگ اگنس تهران حآميم چلچله زنگوله داروگ هفتان ايلعازر ب-مانا تا دانه منِ لال کلوگری رویایی محسن هزار تو فل سفه خوخانف دازاين 2 ضلع آخر از زندگی بی پلاكی هواخوری هفت خط حلق آویز ملکه سبا خال ِخالی من و تیلدا رژه بر اژه آرت میس برهنه شو مار و میوه عامه پسند رضا هدایت رخشاهان رادیو زمانه مسعود بربر کار مشترک روجا چمنکار شاید روزانه میخک سفید سورئالیست شازده خانوم پچ پچ ماهی تنها اگر دمی هستم همین حافظ موسوی در ساحل باد کولی شرقی فرزانه مرادی هنر اول و آخر نفرین شدگان خشم و هياهو ...قبل از مصرف کابوس های روز شمس لنگرودی تهران خواب بود ميله بدون پرچم متولد ماه مرداد من مادرم هستم پابرهنه در بهشت خودم با ديگران تر یک لیوان چای داغ رنگ های رفته دنیا سیاههی مسیرها شیرکاکائوی لیوانی هراس بی بار و بری سید ابراهیم نبوی جایی دنبالم نگرد دبستان بسته مینی بوس :من ِدر به در شعرهای من در خزه زبانشناسی ترانهها شعرهایی در وازنا کهولت در شفیقی ترجمه از وردزورث من در بی پلاکی رضاعی در وازنا در محيط اعدام باز در وازنا |
