چهارشنبه هفته پیش رسما از نه ترم درس نخوندن و یک ترم هم پروژه را پیچوندن دفاع کردم. جا داره که در این وبلاگ از افراد نامبرده زیر تشکر کنم:
-
از حامد که با اون هیکل نحیفش بار سنگین پروژهای که ما هم روش نشسته بودیم رو به دوش کشید.
-
از خانوادههای آریانا حشمتی عطارد آمد شکری جعفری موسوی نبوی روحانی بصیری مهری رجبلو پاکیاری عسگرپور سروی تورانی هاشمی و سایر دوستان دور و نزدیک که با وجود آن که ما همه تلاشمون رو کردیم که نیان، ما رو از حضور سبزشون محروم نکردن.
-
از بر و بچ دانشگاه که خوشحال بودند من میرم و نمیدونستن شعرام رو باید توی وبلاگ بخونن. خصوصا از حسن و محسن و محمد که زحمت کشیدن ما رو انداختن تو حوض لجنی شدیم.
-
از علی سروی (منظوری نداشتم)
-
از حراست دانشکده، پاسگاه سر دوراهی، خانواده محترم رجبی و همه عزیزانی که ما رو تا دم در بدرقه کردن.