راه می افتیبا تلق تلق سمهاگوش کوچه را باز میکندقطره قطرههای کولرکه اشتباهیبه ذهن منجمد تو میچکدراست میافتد فرق سرتبه سرما فکر میکند و دلش هُری میريزديخش آب میشوديکی به کوچه -که فکر نمیکند-يکی به سر تويکی هم باد میبرد
[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]