٢۱ امرداد ۱۳۸٢

شعور مخاطب

شعور مخاطب

 

صدا و سیمای جمهوری اسلامی ، از اون وقتی که ما یادمون میاد، در اجرای یکی از وظایفش هیچ گاه کوتاهی نکرده است : «پایین آوردن شعور مخاطب» .

و در راه رسیدن به این مقصود همیشه دست به دامن ِفیلم های ایرانی و خارجی، کارتون ها وعلی الخصوص ، سریال های سطحی ِداخلی بوده است. سريال هایی، سطحی تر  و آسان فهم تر از تئاترهای موزیکال کودکان، که در آن ها بدیهی ترین حرکات بازیگران هم  برای مخاطب توضیح داده می شود مبادا که نفهمی، نفهمد .

در این سریال ها برای شرح وقایع، شاهد مونولوگ های فراوانی از این دستیم :

«من دارم راه می روم.»

«من خیلی پولدار هستم.»

«من خیلی عصبانی ام.»

و دیالوگ های کلیشه ای فراوان از نوع ِ«به پدر و مادر خویش احترام بگزارید.»

با یکی از هواداران ِاین سریال ها به تماشای یک فیلم ِخیلی عادی بروید ؛ تا ببینید چگونه در فهم یک فلاش بک هم کم می آورد.

          20مرداد82

 

دیروز یه داستان رئال نوشتم (شبیه کارای ریموند کارور از آب در اومده و خودم کلی باش حال کردم) و اسمش رو با نظر مادرش، "پل آزادی" گذاشتم  . اما اونقدر زیاده که نه من حال تایپش رو دارم نه شما حال خوندنش رو . پس فعلأ با همین کوته نوشت ها  روزگار بگذرانیم.

 

رضا مهرعلیان


[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]



















خانه
آرشيو
ایمیل

:پیوندها

و
راز
مانا
خزه
آرش
وازنا
قرمز
درنگ
اگنس
تهران
حآميم
چلچله
زنگوله
داروگ
هفتان
ايلعازر
ب-مانا
تا دانه
منِ لال
کلوگری
رویایی
محسن
هزار تو
فل سفه
خوخانف
دازاين 2
ضلع آخر
از زندگی
بی پلاكی
هواخوری
هفت خط
حلق آویز
ملکه سبا
خال ِخالی
من و تیلدا
رژه بر اژه
آرت میس
برهنه شو
مار و میوه
عامه پسند
رضا هدایت
رخشاهان
رادیو زمانه
مسعود بربر
کار مشترک
روجا چمنکار
شاید روزانه
میخک سفید
سورئالیست
شازده خانوم
پچ پچ ماهی
تنها اگر دمی
هستم همین
حافظ موسوی
در ساحل باد
کولی شرقی
فرزانه مرادی
هنر اول و آخر
نفرین شدگان
خشم و هياهو
...قبل از مصرف
کابوس های روز
شمس لنگرودی
تهران خواب بود
ميله بدون پرچم
متولد ماه مرداد
من مادرم هستم
پابرهنه در بهشت
خودم با ديگران تر
یک لیوان چای داغ
رنگ های رفته دنیا
سیاهه‌ی مسیرها
شیرکاکائوی لیوانی
هراس بی بار و بری
سید ابراهیم نبوی
جایی دنبالم نگرد
دبستان بسته
مینی بوس

:من ِدر به در

شعرهای من در خزه
زبانشناسی ترانه‌ها
شعرهایی در وازنا
کهولت در شفیقی
ترجمه از وردزورث
من در بی پلاکی
رضاعی در وازنا
در محيط اعدام
باز در وازنا