برای مهدیه و خاطرهاش از آبهای زلال
صدای موتورها اگر بگذارد
قایقهای پارویی
با رفت و آمدشان
آخر
تمام حرفهای کشتی را
برای ساحل ترجمه میکنند
جفتگیری براق مارماهیها
و غیرت عجیب موج
میپرد وسط جملهها
قایق اما
عرقریزان هم شده
در خطی عمود به ساحل
جای خالی اسکله را
در دل کشتی
پر میکند