باید وارد فاز تازهای شویم
تا اینجا که از همراه تو بودن
امواج مضرش نصیب من شده
که گرداگرد دهان تو پخش میشود
و هی بزرگتر میشود
دردسرم...
گزارشگر هم میدانست
که یک گل بازی ما را قشنگتر میکند
اما تو از شکفتن میترسیدی
با غنچههای قرمزی
که روی ملافهها جوانه میزند
و رشد میکند روی دستهای من
باید وارد فاز تازهای میشدیم
مثل وقتی که مادرت در آشپزخانه بود...