درختی خسته دارد تو را به نام میخواندخاکستر از صاعقههای خداییکه در عذابش ترها خشکتر میسوزند
بیاکفشهایت را درآورو کنار من بخوابپدر میوههای نارس و کرمخوردهی من
حرفی نداریم با تونه مننه خدای من
[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]