برای الف لام میم
شک میکنم
به وجود جهيزيهات
لابهلای بشقابهايی که دارند میپرند
مو به سرت نمیگذارد جيغ
روزنامه از اعصابت بالا میرود
از سر برجهای حقوق من
از تخت تنگی که مجبورمان میکند به مهربانی
حالت به هم میخورد
از ارتفاع اين وضع سگی
که با شوک هيچ شکستنی به زندگی برنمیگردد