با یک آیه سهل است
تمام کتابت هم پشت تو باشند
نمیگذارم با شوهرت گوشهی اتاق من نازل شوی
صیغهی ماضی من
وقتی تنها به خوابم میآمدی
باید نامم را روی سینهی چپ تو داغ میکردم
که حالا کابوسم را قرق نمیکردی
با شوهرت بالا و پایین میروی
و سر از تخت من در می آوری
غافل از اینکه من به هیچ کس رحم نمیکنم
یک روز بی خبر
خودم را در حیاط خانهات چال میکنم