زن دارم جذام که ندارم
میشود با من خوابیددر رویاهای تا نخوردهولی با حضور چشمهای تو دستهای من و نفرین همسرم
که خودش را میپاشد روی ماتا زخم بالشها دهان باز کندو حرف دلشانتا صبحدر اتاق پرپر بزند
[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]