در عدم تو
آی
توای پيراهنم
كجایی؟كجایی؟
كه سیب عاصی گلوی من بود
راهنمای تو.
كه تو را از بهتر از بهشت
به این بدتر از جهنم كشاند.
در عدم تو
یاد تو ، تو میشود
اما نمیشود ؛
چون سگی كه گرگ میشود
اما نه درنده .
چون گربهای كه شیر میشود
اما نه غرنده .
چون خطی سیاه از یاد نگاه تو
بر من ، بر دفترم ، بر تنم ، بر ورقم.
كه نگاه توست
ولی نه آنسان برنده.
چون ستارهای
كه ماه میشود
چون نیست ماه .
چون نیست ماه
اما نمی شود ، تابنده .
نيستی . با که بگويم
كه ماه ، ماه است و
فقط ماه .
شیرگرگ نگاه تو چون نیست
این جنازه من میشود
در زیر كور سوی ستارگان
اما نه آنچنان روینده و پوینده .
كه اسكلت
اگر به سمت معجزه هم بدود
نه در قوتش چیزیست.
نه در فعلش.
كه سبز شود .
( آنچنان كه با تو شدم.
بودم.
و نیستم. )
آی پیراهن سادهی گلدار من
آی دامنپاك گریبانچاك
زشتیهایم سردشان شدهست .
باز هم بپوشانم.
آی ...
رضا بهمن 79