|
|
۱٢ اسفند ۱۳۸٢ اشعاری از مولانا
آب حیات عشق را در رگ ما روانه کــــن آینه ی صبوح را ترجمه ی شــــبانه کــــن ای خردم شکار تو تیز زدن شــــعار تــــو شست دلم به دست کن جان مرا نشانه کن خیز کلاه کج بنه وز همه دام ها بجــــه بر رخ روح بوسه ده زلف نشاط شانه کن شش جهت است این وطن قبله در او یکی مجو بی وطنی ست قبله گه در عدم آشیانه کن... *** دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من سرو خرامان منی ای رونــــق بســــتان من چون می روی بی من مرو ای جان جان بی تن مرو وز چشم من بیرون مشو ای شعله ی تابان من تا آمدی اندر برم شد کــــفر و ایمان چاکــــرم ای دیدن تو دین من ، ای روی تو ایمــــان من از لطف تو چون جان شدم وز خویشتن پنهان شدم ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من ... *** بی خود شده ام لیکن، بی خود تر از این خواهم با چشم تو می گویم من مست چنین خواهــــم آن یار نکــــوی مــــن بگـــــرفت گــــلوی مــــن گفتا که چه می خواهی گفتم که همین خواهم... (دیوان شمس) *** در مثنوی معنوی هم می توان شعر ناب جست : کز تناقض های دل پشتم شکست بر سرم ، جانـا ! بیــا بگــذار دست سایه ی خود از ســــر من بر مــدار بی قـــرارم بی قــــرارم بی قـــرار [ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ] |
خانه آرشيو ایمیل :پیوندها و راز مانا خزه آرش وازنا قرمز درنگ اگنس تهران حآميم چلچله زنگوله داروگ هفتان ايلعازر ب-مانا تا دانه منِ لال کلوگری رویایی محسن هزار تو فل سفه خوخانف دازاين 2 ضلع آخر از زندگی بی پلاكی هواخوری هفت خط حلق آویز ملکه سبا خال ِخالی من و تیلدا رژه بر اژه آرت میس برهنه شو مار و میوه عامه پسند رضا هدایت رخشاهان رادیو زمانه مسعود بربر کار مشترک روجا چمنکار شاید روزانه میخک سفید سورئالیست شازده خانوم پچ پچ ماهی تنها اگر دمی هستم همین حافظ موسوی در ساحل باد کولی شرقی فرزانه مرادی هنر اول و آخر نفرین شدگان خشم و هياهو ...قبل از مصرف کابوس های روز شمس لنگرودی تهران خواب بود ميله بدون پرچم متولد ماه مرداد من مادرم هستم پابرهنه در بهشت خودم با ديگران تر یک لیوان چای داغ رنگ های رفته دنیا سیاههی مسیرها شیرکاکائوی لیوانی هراس بی بار و بری سید ابراهیم نبوی جایی دنبالم نگرد دبستان بسته مینی بوس :من ِدر به در شعرهای من در خزه زبانشناسی ترانهها شعرهایی در وازنا کهولت در شفیقی ترجمه از وردزورث من در بی پلاکی رضاعی در وازنا در محيط اعدام باز در وازنا |
