۱ خرداد ۱۳۸٢

پابلو نرودا

پابلو نرودا که نام اصلی اش«نفتالی ریکاردو ره یس باسو آلتو» است؛ در 12 جولای 1904 در پارال ِ شیلی چشم به جهان گشود . در همان سال مادرش را از دست داد و دو سال بعد با پدرش به تموکو نقل مکان کرد .در سیزده سالگی اولین مقاله اش را در روزنامه ی «لامانیا» چاپ کرد و سال بعد ، نخستین شعرش با نام «چشمهای من» در یک مجله چاپ شد .او در 1920 نام «پابلو نرودا» را برای خود برگزید؛ نامی که در 1946 نام قانونی او شد . در دوران دانشجویی اش (26-1923) در سانتیاگو پنج کتاب شعر چاپ کرد که مهم ترین آن ها «بیست شعر عاشقانه و یک غم نامه » بود که او را به اوج شهرت رساند و تخیل پربار و خلاق او را آشکار کرد .
نرودا در همان دهه بیست در اوج افتخار به عنوان کنسول شیلی به رانگون وسپس کلمبو و جاوه اعزام شد . او در هنگام جنگ های داخلی اسپانیا در آن کشور بود وپس از قتل دوستش، فدریکو گارسیا لورکا، نوشتن کتاب« اسپانیا در قلب من» را آغاز کرد . در آن هنگام از اسپانیا اخراج شد . از مادرید به والنسیا و سپس پاریس سفر کرد .
در سال 1943 از طریق کوه های ماچو پیچو( پرو) به کشورش بازگشت . درسال 1945 به حزب کمونیست شیلی پیوست و در انتخابات آن سال به نمایندگی مجلس سنا برگزیده شد . سه سال بعد در پی یک سخنرانی در سنا مقامات قضایی حکم بازداشت او را صادر کردند . او مدتی در شیلی مخفی شد و سال بعد طی سفرهایی به روسیه ، اروپای شرقی و چین رفت و در 1952 دوباره به شیلی بازگشت .
در 1953 جایزه ی صلح لنین به او تعلق گرفت و در 1956 به عنوان نخستین فرد از آمریکای لاتین از دانشگاه آکسفورد دکترای افتخاری ادبیات گرفت. در 1969 نرودا به عنوان نامزد حزب کمونیست به سرتاسر شیلی سفر و سخنرانی هایی ایراد کرد . سپس به نفع سالوادور آلنده از کاندیداتوری ریاست جمهوری کناره گیری کرد و پس از انتخاب سالوادور آلنده ،در سال 1970 او به عنوان سفیر کشورش به فرانسه سفر کرد .
نرودا در 1971 جایزه ی نوبل در ادبیات را دریافت کرد و در 23 سپتامبر 1973 ، چند روز پس از کودتای آگوستو پینوشه و در سن 69 سالگی ، در خانه اش در ایسالنگرا بر اثر بیماری سرطان خون چشم از جهان فرو بست.
***

وارد شدن نرودا در سیاست موجب تحول در سبک شاعری او گشت . خودش در 1939 نوشت :« جهان دگرگون گشته ، شعر من نیز به راهی تازه افتاده است ». نرودا شعرش را از حلقه ی شیفتگان شعر و منتقدان درآورد و اشعاری مردمی تر سرود . تا آن جا که سرود همگانی اش را بر اساس فن خطابه ، تکرار و با عباراتی شبیه دعا سرود تا با صدای بلند خوانده شود و بی سوادان هم بتوانند از آن بهره مند شوند. او با انتقاد از شعر ناب، شعر خواص و شعر جدامانده از زندگی روزمره را به هر شکلی که باشد نمی پذیرفت . این فکر در جلد سوم «اقامت در زمین » کاملأ مشهود است .
سفر نرودا به نقاط گوناگون جهان (گاه به عنوان سفیر شیلی وگاه در تبعید ) ، پرکاری نرودا و ترجمه اشعارش به زبان های مختلف در زمان حیاتش ، زندگی نامه ای طولانی و متنوع برای او رقم زده است که ما در این نوشته تنها به گوشه ای از آن پرداختیم . حاصل عمر او انبوهی از اشعار عاشقانه و اجتماعی و همچنین مقالات و ترجمه های بی شماری در زمینه ی ادبیات وسیاست است. پس از مجموعه آثار 1800 صفحه ای او که در سال 1962 به چاپ رسید همچنان کتاب های دیگری از او در حال چاپ است. از مهم ترین آثار او میتوان به مجموعه های زیر اشاره کرد :
- بیست شعر عاشقانه و یک غم نامه (1924)
- اقامت در زمین (سه جلد 33-1925)
- اسپانیا در قلب من ( 1937)
- سرود همگانی (1950)
- اشعار ناخدا(1952)
- چکامه های بنیادین (1954)
- صد شعر عاشقانه ( 1959)
- باغ زمستان ( 1973)
- انگیزه های نیکسون کشی و ستایش انقلاب شیلی (1973)
- کتاب پرسش ها(1974)
و بسیاری کتاب های دیگر که بیشترشان را نرودا پس از بازگشش به شیلی در 1952 نوشته است .
***


شعر نرودا
پیکره ی شعر نرودا چنان غنی و متنوع است که طبقه بندی و جمع بندی آسان را نمی پذیرد . اما می توان شعرش را به چهار مسیر عمده تقسیم کرد . اول، اشعار عاشقانه ی او همانند «بیست شعر عاشقانه ...» و یا شعرهای قوی و کمال یافته ی مجموعه ی «اشعار ناخدا» که اشعاری لطیف، غم آلود ،احساساتی و آتشین است و یا «صد شعر عاشقانه » که در در 1959 به چاپ رساند و به همسرش ماتیلده اوروتیا تقدیم کرد .
دسته ی دوم اشعار جسمانی اوست . مجموعه ی سه جلدی اقامت در زمین در این دسته جای می گیرد .مجموعه ای که در آن تنهایی و پریشانی، شاعر را در یک جهان نهفته ی نیروهای تاریک و اهریمنی غرق می کند . اشعار این مجموعه نشان دهنده ی جستجوی نروداست . جستجوی چیزی در فراسوی درد و اندوه شخصی . جهان اشیاء مادی به او پشت گرمی و اطمینان خاصی می دهد.ولو این که فرسایش و تحلیل تدریجی این اشیاء یادآور گذشت زمان باشد . تقریبأ تمامی اشعار این کتاب بر گرد مساله ی مرگ و گذشت زمان می گردد و انسان را در جریان هراکلیتی ناپایداری فرو می افکند که تنها فراموشی ونسیان بر آن حکم فرماست.
نوع سوم از اشعار نرودا ، شعر حماسی نروداست که مهم ترین نماینده ی آن «سرود همگانی» است. سرود همگانی شامل پانزده بخش است و کوششی ست «ویتمن»وار در تفسیر تازه از گذشته و اکنون امریکای لاتین و مبارزات توده های سرکوب شده و رنج کشیده ی آن برای آزادی.
و نوع چهارم ، شعر عادی اوست که به اشیاء ، جانوران و گیاهان می پردازد .همچون مجموعه ی «چکامه های بنیادین » که در آن اشعار با مصرع هایی کوتاه از چیزهای ابتدایی ، ساده و بسیط چون عشق ، هوا، شاخه ای گل، باروری زمین، کتاب ، مردم عادی ، باران، جنگل و حتی پیاز و سوپ خرچنگ می گوید.
علاوه بر این چهار گونه در بسیاری از اشعار دیگرش مانند «کتاب پرسش ها» ، پرسش های غریب فلسفی درباره ی اکنون و آینده ی انسان را بازتاب می دهد .
***
« دیکتاتورها»
بر مزارع نیشکر
بوی مردار و خون
وغثیان برگ های عفن
یله شد.

در خلوتی نفس گیر
استخوان ها
در گورها، میان درختان نارگیل پوسیدند .

خودستایی وکبر
با جام ها و یقه ها ویراق ها
به هم آمیخت .
زهرخنده های نهان در میان دستکش ها
تالار های قصر را که مثل ساعت آفتاب ، رخشان بود
نوردید
و دمی
بر آوازهای کشته و دهان های کبود دفن شده
نظر افکند.

پنهان ز دیده ها
سوگواری جاوید
نازل شد .
چون گرده گیاه ،
در رویش خاموشوار برگ های زمخت کور .
با ضربه های پیاپی
بر آب های هول
در لایه لایه ی مانداب
پوزه آکنده از سکوت و لجن گشت

و کینه حادث شد.

***

« نه بیش »

من با راستی پیمان بستم
که روشنایی را به زمین باز گردانم.

می خواستم هم چون نان باشم
نبرد هرگز مرا ناتوان نیافت .

اما اینک منم
با آن چه دوست می داشتم ،

با تنهایی ای که از دست دادم.
در سایه ی آن سنگ ، من نمی آسایم .

دریا خروشان است ،
خروشان در سکوت من .

***
منابع:
شاعران و نویسندگان آمریکای لاتین/ ابوالقاسم اسماعیل پور
صد شعر عاشقانه /پابلو نرودا/ ترجمه ی نازنین میر صادقی
ما بسیاریم / پابلو نرودا/ ترجمه ی نیاز یعقوب شاهی و ع.طالع
ارمغان جلیل خرمن ها / تر جمه ی فواد نظیری
هوا را از من بگیر خنده ات را نه!/ پابلو نرودا/ ترجمه ی احمد پوری









رضا مهرعلیان


[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]



















خانه
آرشيو
ایمیل

:پیوندها

و
راز
مانا
خزه
آرش
وازنا
قرمز
درنگ
اگنس
تهران
حآميم
چلچله
زنگوله
داروگ
هفتان
ايلعازر
ب-مانا
تا دانه
منِ لال
کلوگری
رویایی
محسن
هزار تو
فل سفه
خوخانف
دازاين 2
ضلع آخر
از زندگی
بی پلاكی
هواخوری
هفت خط
حلق آویز
ملکه سبا
خال ِخالی
من و تیلدا
رژه بر اژه
آرت میس
برهنه شو
مار و میوه
عامه پسند
رضا هدایت
رخشاهان
رادیو زمانه
مسعود بربر
کار مشترک
روجا چمنکار
شاید روزانه
میخک سفید
سورئالیست
شازده خانوم
پچ پچ ماهی
تنها اگر دمی
هستم همین
حافظ موسوی
در ساحل باد
کولی شرقی
فرزانه مرادی
هنر اول و آخر
نفرین شدگان
خشم و هياهو
...قبل از مصرف
کابوس های روز
شمس لنگرودی
تهران خواب بود
ميله بدون پرچم
متولد ماه مرداد
من مادرم هستم
پابرهنه در بهشت
خودم با ديگران تر
یک لیوان چای داغ
رنگ های رفته دنیا
سیاهه‌ی مسیرها
شیرکاکائوی لیوانی
هراس بی بار و بری
سید ابراهیم نبوی
جایی دنبالم نگرد
دبستان بسته
مینی بوس

:من ِدر به در

شعرهای من در خزه
زبانشناسی ترانه‌ها
شعرهایی در وازنا
کهولت در شفیقی
ترجمه از وردزورث
من در بی پلاکی
رضاعی در وازنا
در محيط اعدام
باز در وازنا