اسید

زن دارم
      جذام که ندارم

می‌شود با من خوابید
در رویاهای تا نخورده
ولی با حضور چشم‌های تو
                    دست‌های من
                     و نفرین همسرم

که خودش را می‌پاشد روی ما
تا زخم بالش‌ها دهان باز کند
و حرف دلشان
تا صبح
در اتاق پرپر بزند

/ 33 نظر / 81 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داریوش معمار

سلام خوشحال می شوم به من سر بزنید ، با چند شعر تازه به روزم، نظر بدهید. لطفاً لینک وب مرا در تارنمای خود اضافه کنید. با مهر

سیامک مهاجری

من تنفر دارم از نفت و وبگردی! در جستجوی هایدگر به تو رسیدم و چند وقتی است شعرهایت را می خوانم به نظرم به درک عمیقی از ایماژ رسیده ای اما در شکل روایتت حرف دارم که فکر می کنم بلاخره باید بشنوی تا دیر نشده

رشید حشمتی

من که نه زن دارم نه جزام چی میشم ؟

مسيح

سلام تا شب چشم تو در بيشه ي رويا روييد..... با غزلي به روزم

مسيح

سلام تا شب چشم تو در بيشه ي رويا روييد..... با غزلي به روزم

حسن

رشید جان خدا رو شکر که جزام نداری. ایشالا جذام هم نگیری هیچوقت

محسن مهری

اقا رضا یه سری به ما بزن هنوز زندم ولی جذامی نشدم دوباره یاغی شدم

زهره

خوب که دقت کنی فرق "تو" با همسرم این است که تو "تو"یی و او "همسر" میشد برعکس باشد تو،"همسر" باشی و همسرم " تو" باشد اصلا از کجا معلوم؟ شاید همسرم هم برای دیگری "تو" باشد بزرگترین ایراد همسر این است که "همسر" شده و وقتی "همسر" شد، دیگر نمی تواند "تو"یی باشد رویا که به واقعیت برسد می شود "همسر"

عه تا

جناب اقای رضا مهرعلیان در ادامه ی بازخوانی و نقد اثار شاعران در محفل بانکول این بار شعری از زری شاه حسینی در معرض خوانش و اظهار نظر قرار می گیرد برای استفاده از نظرت منتظر می مانم با احترام

remember

بسيارها كه نمي شد گفت درش گنجاده بود البته نظر زهره بي وقفه جالب بود وارونه اش هم مي شود شوهر دارم جذام كه ندارم . . . و حال تصور كن و نفرين همسرم ؟؟؟؟؟؟؟؟ !!!!!!!!!! محال است به نفرين و پاشيدن روي ما ختم شود تو مي ميري يا من همان جا و در دم و يا به همان سنگساري كه من گفته بودم قبلها ختم مي شود . اگر خواستي بخوانش